تبليغاتX
تارنمای انجمن ایرانشناسی کهن دژ

تارنمای انجمن ایرانشناسی کهن دژ
 
انتشار مطالب این تارنما با ذکر منبع آزاد است و لزوما نشانگر ارتباط منتشر کنندگان با انجمن نمی باشد

پیشنهادهایی به مناسبت هفتمین سال برگزاری برنامهء صعود قلم

صعود قلم ششمین سال را پشت سر می گذارد و به برگزاری هفتمین جشن سالانه نزدیک می شود.

همنوردان ووبلاک نویسان کوهنورد در این سال ها ارتباط های جدیدی به ویژه در کار گروهی را تجربه کرده اند وکارنامه ی قابل قبولی در زمان اجرای برنامه وپس از آن بر جای گذاشته اند.

همکاری در صعودهای مختلف ، راه اندازی وبلاگ های گروهی مانند تارنگار صیانت از کوهستان ،صعودقلم و...همکاری در راه اندازی اولین کتابخانه کوهستان و...از آن جمه اند.

به نظر می رسد پس از گذشت 6سال نیاز به همکارهای بیشتری احساس می شود و قطعا دوستان کوهنویس ازتوانایی های بیشتری در زمینه این همکاری ها برخوردار هستند.به ویژه در زمینه های محیط کوهستان وزیست بوم که دچار آسیب های فراوانی است ونیاز به توجه بیشتری دارد.

از همین روی چند پیشنهاد پیش از اجرای برنامه  سال جاری به خدمت دوستان هیئت اجرایی و میزبانان گرامی تقدیم می کنم و امیدوارم دیگر همنوردان نیز پیشنهادهای خودرا به هیت اجرایی محترم ارائه کنند تادر صورت دارا بودن قابلیت های کافی عملی گرددو به پربارتر شدن این برنامه کمک کند.

1-     تشکیل کمیته ای برای بررسی واجرای پیشنهادهای ارائه شده از سوی کوهنویسان

2-     ادامه ایجاد کتابخانه کوهستان در تمام پناهگاه های کشور،بویژه در محل اجرای برنامهء پیش روی صعود قلم .(همنورد گرامی جناب آقای فوادرضاپور پیشنهاد کردند پیش از اجرای برنامه فرا خوانی به دوستان شرکت کننده ارسال شودو درخواست شود هر فرد حد اقل دو جلد کتاب برای اهدا به پناهگاهی که برنامه امسال در آن مکان برگزار می شود همراه داشته باشد)

3-پاکسازی مسیر حرکت در زمان اجرای برنامه سالانهء صعود قلم

4-ساخت قلم به نام صعودقلم به عنوان نماداین برنامه وتقدیم به افراد پیشکسوت کوهنوردی که به عنوان مهمان به این برنامه دعوت می شوند.

5- ایجاد یک وب سایت ویا  بانک اطلاعاتی جهت گردآوری اطلاعات وتجربیات صعود های همه کوهنوردان ایران، همچنین تاریخ کوهنوردی کشور

6-تلاش در جهت آموزش مردم به ویژه کودکان ونوجوانان برای پاسداری از محیط زیست وکوهستان،مانندبرگزاری کارکاه های آموزشی در روستاها و محله ها هنگام صعودهای هفتگی

 

 

باآرزوی صعودهای موفق

حسین زندی دبیر کمیته کوهنوردی انجمن ایرانشناسی کهن دژ


برچسب‌ها: کوه, محیط زیست
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 اردیبهشت1391 توسط انجمن کهن دژ

از نگاه خبرنگاران و فعالان میراث فرهنگی


بهترین و بدترین خبر

 درباره میراث فرهنگی و طبیعی ایران در سالی که گذشت 

 

ایران‌نامه- شاهین سپنتا: یک سال دیگر را پشت سر گذاشتیم، سال 1390 با رویدادهای فراوان به پایان رسید؛ سالی که از دیدگاه بسیاری از مردم و کنشگران اجتماعی، رویدادهای ناخوشایند آن بسیار بیش‌تر از رویدادهای خوشایندش بود. در سالی که گذشت، در ایران‌نامه بسیاری از خبرهای خوب و بد را در حوزه میراث فرهنگی و طبیعی به آگاهی علاقه‌مندان رساندیم و بسیاری دیگر از خبرهای خوب و بد نیز در دیگر رسانه‌ها بازتاب یافتند. برای این که مروری داشته باشیم هر چند کوتاه بر رویدادهای مختلف سال گذشته، و برای قدردانی از زحمات همه دوستانی که با یک سال تلاش مداوم، خبرهای میراث فرهنگی و محیط زیست را با دقت و سرعت به آگاهی همگان رسانند، در روزهای پایانی این سال به شماری از دوستان و همکاران خبرنگارم در رسانه‌های مختلف و همچنین برخی از دوستان فعال در حوزه میراث فرهنگی و طبیعی نامه نوشتم و از آن‌ها خواستم تا با نگاهی به رویدادهای گوناگون سال 1390 بهترین و بدترین خبر در زمینه میراث فرهنگی و طبیعی را انتخاب کنند. شاید این کار، نوعی احوال‌پرسی و قدردانی باشد از زحمات همه آن‌ها که در سال گذشته با همه محدودیت‌های موجود به آگاهی‌رسانی پرداختند و همچنین نوعی جمع‌بندی باشد از آنچه که در سال گذشته بر میراث فرهنگی و طبیعی ما گذشته است. خوشبختانه بیش‌تر دوستان به فراخوان من پاسخ مثبت دادند و جواب‌های خود را برای نشر در ایران‌نامه فرستادند. ضمن سپاس از همه این دوستان، پاسخ‌های آنها را به همان ترتیبی که به دستم رسیده است، بدون کم و کاستی منتشر می‌کنم و پاسخ دیگر دوستان را نیز پس از دریافت در روزهای آینده، به این فهرست خواهم افزود:

حسین زندی:

خوب: خبر خوبی در این زمینه به ذهنم نمی‌رسد...

بد:  تخریب تپه تاریخی مصلای همدان 

 

                                    

درود بر شما. با سپاس از تلاش‌های شما در این حوزه و عرض شادباش نوروز، امیدوارم سالی سرشار از شادی و بهروزی داشته باشید. اغلب خبرهای حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست اخبار مهمی هستند چرا که هر یک از آثار تاریخی و بخش‌های محیط زیست جزیی از کالبد این سرزمین هستند که با آسیب دیدن هر یک بخشی از این بدنه از کار می‌افتد، از این روی نمی‌توان وجه تمایزی میان آنها قایل شد. خبرهای بد در حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست آنقدر زیاد بود که حتی به یادآوردن و نام بردن از تک‌تک آن ها نیاز به زمان زیادی دارد. اخباری مانند: خشک شدن دریاچه ارومیه، آب‌گرفتگی تخت جمشید، تخریب تپه شاه طهماسب همدان، آتش‌گرفتن جنگل‌های زاگرس، تخریب خانه‌های تاریخی، و صدها مورد دیگر که هر یک از آنها از منظری دارای اهمیت است و جملگی اخبار بدی هستند. همدان نیز در سالی که گذشت از این گود بر کنار نبود و از این دست خبرها کم نداشت.

اما خبری که از وجوه گوناگون برای من اهمیت داشت و بارها بدان پرداختم، تپه تاریخی مصلای همدان بود که از جنبه‌های تاریخی، زیست محیطی و میراث معنوی مهم است. تپه‌ای که بقایای ارگ شهر (قلعه اشکانی) تا چند سال پیش در آن نمایان بود و سیاحان و مورخان در مواردی آن را با شهر هگمتانه یکی دانسته‌اند. از نظر زیست محیطی هم نزدیک به 60درصد از فضای این تپه 6 هکتاری در دهه پنجاه جنگل کاری شده بود و ریه های تنفسی شهر لقب گرفته بود که در 5 سال گذشته نابود شده است. از سوی دیگر داستان‌ها و افسانه های مردم این شهر با تپه مصلی پیوند داشته و همچنان سالخوردگان روایت‌های گوناگونی از گنجینه‌های آن دارند که با تخریب این تپه توسط معاونت استانداری جهت ساخت و سازخاطره‌ جمعی شهروندان آسیب دیده است.

با مواردی که بر شمردم خبر خوبی در این زمینه به ذهنم نمی رسد. اما آرزو دارم در سال جدید مجوزی در جهت تخریب  و نابود میراث فرهنگی و محیط زیست صادر نگردد و تخریبی صورت نگیرد. امیدوارم مردم نیز با آگاهی و احساس مسئولیت بیشتری به حفظ و نگهداری این آثار همت کنند تا شاید خبر بدی برای گزارش در این حوزه وجود نداشته باشد.

باسپاس از دکترشاهین سپنتا پاسخ های دیگر دوستان را در ایران نامه بخوانید:

http://www.drshahinsepanta.blogsky.com/



برچسب‌ها: میراث درخطر
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 فروردین1391 توسط انجمن کهن دژ

حسین زندی

 پنجمین جشن راهنمایان گردشگری کشوردر استان خوزستان

حضور راهنمایان گردشگری غرب کشور در پنجمین جشن راهنمایان گردشگری خوزستان چشمگیر تراز گذشته

پنجمین جشن سالانه راهنمایان گردشگری از تاریخ 30بهمن تا دوم اسفند ماه نود در استان خوزستان برگزار شد.حضور بیش از پانصد نفر از راهنمایان گردشگری ، شرکت های برگزار کننده تور، روزنامه نگاران و فعالان حوزه گردشگری و مهمانانی چون دکتر ناصر کرمی ، محمدرضا اصلانی ، پروین فخاری و سودابه فضائلی به غنای جشن افزوده بود. این جشن که هر سال هم زمان با روز جهانی گردشگری برگزار می شود اهدافی چون گرد آمدن راهنمایان گردشگری و آشنایی و همکاری بیشتر با یکدیگر ، تجلیل از راهنمایان و پیشکسوتان ، پیگیری مطالبات صنفی ، ورود راهنمایان در تصمیم گیری های مربوط به میراث فرهنگی ، بالا بردن سطح علمی راهنمایان گردشگری و ... را با خود دارد . در جشن امسال شرکت کنندگان به یاد زنده یاد دکتر پرویز رجبی که برای نوشتنآثارش سفرهای بسیاری را در کارنامه داشت یک دقیقه سکوت کردند و یاد و خاطره این ایرانشناس برجسته  را گرامی داشتند همچنین از دکتر توراندخت میرهادی که به دلیل بیماری نتوانسته بود درجشن شرکت کند پس از قرائت پیام او توسط نماینده اش تجلیل به عمل آمد .

_برگزاری جشن پیامدهای مثبتی را همراه داشته از جمله این که بیش تر استان ها به سمت تشکیل

انجمن های صنفی رفته اند و چند استان نیز موفق به تشکیل انجمن صنفی شده اند و راهنمایان

ارتباطات کاری خوبی با هم پیدا کرده اند، اما در این میان نقش راهنمایان گردشگری استان همدان

در جشن سال 90 بسیار چشمگیر بود . برگزاری سه کارگاه با موضوع های 1-اکوتوریسم با

رویکرد پرنده نگری 2-توریسم ترکیبی و تاثیر هم افزایی انواع توریسم بر یکدیگر 3-توریسم

ورزشی ، همچنین مدیریت کارگاه ها توسط راهنمای برتر سال 88 از استان همدان و مسئولیت

هماهنگی استان های همجوار مانند کردستان ، کرمانشاه و ... به عهده بابک مغازه ای از همدان بود

که با تلاش ایشان سهمیه راهنمایان استان همدان به 5برابر رسید ، و نکته دیگر اینکه در بین حامیان

جشن، مجتمع تفریحی توریستی گنجنامه از همدان نیز به چشم می خورد در پایان جشن از محمد

سوزنچی به عنوان راهنمای برتر استان تقدیر شد .

اما به گواه شرکت کنندگان مشکلاتی به چشم می خورد که برگزارکنندگان بعدی که (کرمان و

همدان)از نامزدهای سال آینده هستند باید توجه کنند برنامه ریزی ضعیف باعث هدررفت وقت

 وهزینه می گردد و به طور مثال ورود پانصد نفر به صورت هم زمان به یک سایت تاریخی آسیب

های ناخواسته به آثار آن وارد می کند و به دلیل حجم بازدیدکنندگان بازدید مفید نخواهد بود .

همچنین اگر پیش از برگزاری جشن به مسائل زیست محیطی توجه نشود با حضور ده ها خبرنگار و

رسانه چهره خوبی از استان میزبان معرفی نخواهد شد به طور مثال حجم انبوه زباله در کنار رود

کارون و اطراف خیابان های دزفول و خوزستان توجه همه را به خود معطوف کرده بود .

از آنجا که این جشن توسط بخش خصوصی (انجمن راهنمایان گردشگری ایران )و با همیاری فعالان

این عرصه بدون حمایت مالی دولتی برگزار می شود و اتفاقا از نقاط قوت جشن این مسئله است، در

پایان جشن میزبانان به دنبال تامین کسری هزینه هستند در دو سال گذشته این مشکل بیشتر شده است

اما راهنمایان می توانند با بالا بردن هزینه ثبت نام این مشکل را از سر راه میزبانان بردارند .



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 اسفند1390 توسط انجمن کهن دژ

متن کامل این گزارش در ویژه نامه پنجمین جشن راهنمایان گردشگری ایران با عنوان راهنمایان گردشگری همدان در تلاش برای تشکیل انجمن صنفی درسال آینده منتشر شده است

حسین زندی

کمیته گردشگری کهن دژ وابسته به انجمن ایرانشناسی کهن دژ از جمله گروه های گردشگری فعال در غرب کشور است . اعضای این کمیته مدت یک دهه به فعالیت در حوزه گردشگری تاریخی،طبیعی مشغول اند به ویژه راهنمایان این گروه در شناسایی و معرفی جاذبه های گردشگری منطقه موثر بوده اند به همین منظور عده ای ازآنان در رشته های مرتبط مانند جهانگردی،باستانشناسی،ایرانشناسی و ...تحصیل کرده اند از آنجا که اعضای کهن دژ فرآیند توسعه در همه زمینه ها را روند پایدار با حفظ ذخایر زیستی بشری همچون میراث فرهنگی و محیط زیست می دانند همواره پاسداری از زیست بوم و آثار فرهنگی را سرلوحه تلاش های خود قرار داده اند و در طول سال های فعالیت هم زمان با معرفی و استفاده از ظرفیت های گردشگری کشور و دفاع از این مسئله مهم در قالب همایش مقاله یاداشت و مصاحبه هرگز این دو مقوله «زیست بوم و میراث فرهنگی کشور» را فدای گردشگری نکرده اند .

-برگزاری تورهای محلی به صورت هفتگی در برخی فصول سال و همچنین تورهای ماهیانه در سطح کشور در جهت اهداف یاد شده و همکاری با برگزارکنندگان همایش ها،جشنواره های همسو ومرتبط از جمله همایش سالیانه صعود قلم برگزاری جشن های ملی و همکاری با راهنمایان گردشگری سراسر کشور به ویژه شرکت کنندگان و اعضای جشن انجمن گردشگران ایران ازجمله تلاش های وفعالیت های این گروه درسالهای گذشته است .

-نمایندگان کهن دژ همه ساله در جشن راهنمایان گردشگری (یزد،تبریز،رامسر)حضور فعال داشته اند برگزاری کارگاه های آموزشی از آن جمله اند در سال 89 از آقای اردشیر ثریایی و در سال 88 از آقای بابک مغازه ای دبیر انجمن به عنوان راهنمای نمونه در شهرهای رامسر و تبریز تجلیل شد.امسال نیز نمایندگان کمیته گردشگری کهن دژ در استان خوزستان (اهواز)حضور دارند.

-ارتباط و تجمیع راهنمایان گردشگری استان های همسایه مانند کرمانشاه، کردستان، ایلام و لرستان در یک کارگروه ویژه و تلاش برای تشکیل انجمن صنفی در استان همدان برنامه سال آینده این کمیته است.

وازاین پس گزارش ها، مقالات وبرنامه های گروه درتارنگار

  http://www.touristinformation.blogfa.com/منتشر خواهد شد



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 اسفند1390 توسط انجمن کهن دژ

بار دیگر در طی روزهای گذشته ریزش پی در پی بهمن در کوهستان های غربی کشورباعث گردید تا جمع دیگری از کوهنوردان نام آشنای این سرزمین جامعه کوهنوردی ایران را بدرود گویند و یاران دیرینشان سوگ وار و چشم انتظار بازگشت آنان  باشند

ما نیز خود را در غم از دست دادن این عزیزان شریک می دانیم و درگذشتشان را با آرزوی صبرو شکیبایی به تمامی ایرانیان به ویژه خانواده های محترم و کوهنوردان خستگی ناپذیر تسلیت می گوییم

 

یادشان گرامی و طنین گام هایشان در دل کوهساران ماندگار باد

 

هیات راهبری , کمیته کوه نوردی و یگان پاکسازی کوهستان

انجمن ایران شناسی کهن دژ


برچسب‌ها: کوه, همدان, بهمن, کوهنوردی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط انجمن کهن دژ


این یادداشت در روزنامه شرق پنجم بهمن 90 درج گردیده است

http://sharghnewspaper.ir/Page/Paper/90/11/05/13

كسي به فكر درختان اين شهر نيست

حسين زندي

هموند هیات راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژاین


هرودت درباره همدان نوشته:«سرزمين واقع در شمال هگمتانه كوهستاني و پوشيده از جنگل است»، ويليام جكسن ، سياح و ايران‌شناس آمريكايي هم وقتي در سال 1903 وارد همدان مي‌شود از بيشه‌زارها و باغ‌هايي مي‌نويسد كه به شعاع 25 كيلومتر به سمت غرب امتداد دارد. ديگر مستشرقان و سياحت‌نامه‌نويسان نيز از اين شهر با عنوان شهر باغ‌ها و درختان ياد مي‌كنند و مي‌نويسند «همدان شهري است كه آن را درختان احاطه كرده‌اند» اما امروز نه تنها از آن درختان و بيشه‌ها خبري نيست بلكه اغلب باغ‌هاي منتهي به كوه الوند نيز نابودشده و برج‌ها و آپارتمان‌هاي ناموزون جايگزين آن شده است و چشم‌انداز طبيعي شهر را نابود كرده است. اگرچه فجايع زيست‌محيطي مانند خشك شدن درياچه اروميه ملموس و چشمگيرتر است اما نابودي درختان ذره‌ذره اتفاق مي‌افتد و دچار مرگ تدريجي مي‌شود به همين جهت واكنش عمومي در پي ندارد

يكي از اين موارد كه شهروندان و مسوولان بدان توجه ندارند، از بين رفتن درختاني است كه در كنار پياده‌روها، ميان بلوارهاي اصلي، حاشيه ميدان‌ها و فلكه‌ها كاشته شده‌اند؛ اين درخت‌ها كه بيشتر چنار، زبان گنجشك و بيد هستند در سه دوره به دنبال پي‌ريزي و طراحي شهري به شيوه امروزي و گسترش شهر كاشته شده‌اند. دوره اول در ابتداي قرن حاضر در هسته مركزي شهر يعني ميدان اصلي و شش خيابان منشعب از آن كاشته شده‌اند، دوره دوم همزمان با احداث بناهاي يادماني بوعلي‌سينا و باباطاهر و دوره سوم اواخر دهه 60 و ابتداي دهه 70 به ويژه در زمان شهرداری زنده‌ياد «بهنامجو» كاشته شده‌اند اين درختان در سال‌های اخير به بهانه‌ها و شيوه‌هاي گوناگون قلع و قمع مي‌شوند به نحوي كه امروز ديگر از چنارهاي صدساله تنومند خبري نيست اين پديده شوم دلايل گوناگون دارد كه به چند مورد آن اشاره مي‌كنم
1 : بي‌توجهي مسوولان شهري به ويژه شهرداري و اداره محيط زيست. با آنكه تدابير قانوني وجود دارد و مي‌شود مجرمان را مجبور به پرداخت جريمه يا كاشت دوباره درخت كرد، اما در بيشتر موارد جريمه دريافت مي‌شود و از كاشتن درخت خبري نيست و برخورد قانوني با مراكز و نهادهاي دولتي مطلقا وجود ندارد. از بين رفتن پارك جنگلي مصلا نمونه‌اي از تعاملات و چشم‌پوشي‌هايي است كه بين نهادهاي دولتي وجود دارد

2 : مغازه‌دارها، مالكان پاساژها، مراكز خريد، بانك‌ها و ادارات براي بهتر ديده شدن ويترين اقدام به از بين بردن درختان مي‌كنند يا شبانه درختان را مي‌برند يا با ريختن مواد شيميايي باعث خشك شدن درختان مي‌شوند

3 : به دليل حضور انبوه پرندگان (سارها) كه روي چنارها شب را به صبح مي‌رسانند بيشتر درختان ميدان مركزي شهر و خيابان بوعلي بريده شدند كه فضولات اين پرندگان بي‌پناه در كنار خيابان‌ها نريزد، غافل از اينكه شهر بي‌درخت و بي‌پرنده شهري مرده است، (در گذشته اين پرندگان روي درختان باغ‌هايي كه در حاشيه شهر وجود داشت زندگي مي‌كردند، اما امروز چون بيشتر باغ‌ها نابود شده‌اند به مركز شهر هجوم مي‌آورند)

4 : محصور كردن درختان با سنگ گرانيت و آجر با شعاعي كمتر از يك متر كه باعث مي‌شود آب و اكسيژن كافي به درخت نرسد و خشك شود

5 : آبياري درختان اغلب به وسيله تانكر است و متصديان امر آبياري آب را در حالي كه تانكر در حال حركت است به سوي درختان مي‌پاشند و تاثير اين نوع آبياري بسيار كم است و در مقابل هدررفتن آب، بسيار زياد. در حالي كه تجربه كشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد سيستم‌هاي آبياري قطره‌اي مناسب‌تر است

6 : هرس بي‌موقع و بيش از حد معمول؛ هرس كردن توسط افراد خبره و باغدارهاي باتجربه مي‌تواند سودمندتر باشد  

7 : بارش سنگين برف بر شاخه‌ها در فصل زمستان و تكاندن درختان باعث سقوط يا شكستن درختان مي‌شود

8 : استفاده نابجا از درخت توسط شهروندان، بستن تاب، زدن ميخ براي نصب پرده و بنرهاي تبليغاتي و بستن داربست فلزي (كه چندين ماه است در خيابان مقابل شهرداري مركزي برقرار است)، چسباندن تراكت تبليغاتي با مواد شيميايي و

9 : جايگزين نشدن درخت يا عدم نگهداري و نگهباني از نهال‌هاي جديد، بي‌توجهي و نبود آموزش توسط رسانه‌ها و متوليان شهري، تاثير آلودگي و ريزگردها و ده‌ها مورد ديگر باعث شده صدها اصله درخت كهنسال خشك يا نابود شود و اگر روند نابودي ادامه پيدا كند، همدان به شهري بي‌درخت مبدل خواهد شد. درحالي كه با مسووليت دادن، مشاركت و تشويق شهروندان جهت كاشت و نگهداري از درختان مي‌توان به پاكيزگي و سبزي شهر كمك كرد


برچسب‌ها: همدان, درختان, محیط زیست
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 بهمن1390 توسط انجمن کهن دژ

گفتگویی برای کردستان

 

حسین زندی

فصلنامه گفتگو آخرین شماره (58) خود را به مسئله اقلیم کردستان عراق اختصاص داده است مسئله ای که درنشریات ایران کمتر بدان توجه شده است در حالی که با توجه به وجود پیوند ها ومشترکات فرهنگی ، تاریخی ، اجتمایی و...نگاه به کردستان عراق وپرداختن به مباحث آن بسیار ضروری به نظر می رسد

فصلنامه گفتگو در شماره های پیشین ویژه نامه هایی در زمینه مسایل قومی ایران به ویژه کردستان 1- جمهوری مهاباد (53) ،2- کردوکردستان (40) ،3- قومیت و مسایل قومی (43) منتشر کرده است که بی ارتباط با اقلیم کردستان عراق نیست اما این شماره به گواه عنوان سرمقاله ای که احسان هوشمند جامعه شناس و پژوهشگر مسایل قومی وسردبیر مهمان فصلنامه نوشته است به درستی باب گفتگو نام گرفته است

گفتگوها با مقامات ، صاحبنظران و روشنفکران کرد عراقی که از دیدگاه و مواضع سیاسی متفاوت وموافقان و مخالفان جناح حاکم صورت گرفته است در مجموع چهارده گفتگو وتنها دومقاله که یکی در آغاز نوشتهء زرار حاجی میر خان از پایه گذاران مرکز آمار اقلیم کردستان که آماری از تغییرات بافت جمعیتی کردستان ، قربانیان بمب های شیمیایی و انفال توسط حکومت صدام در مناطق کرد نشین ارایه می کند ومی تواند مورد استناد دیگر پژوهشگران قرار گیرد همچنین وضعیت پارلمان ، قوانین وسه دوره انتخابات در اقلیم کردستان ،تعداد کرسی ها و احزاب را بررسی میکند.دومین وآخرین مقاله با عنوان یک دولت کوچک ایرانی نژاد ؟ از کاوه بیات مورخ بر جسته ایرانی است که به پیوستگی تاریخی در دو منطقه اشاره می کند. در پایان روزشمار تحولات کردستان عراق از سال 1918 تا2011 آمده است گفتگوها توسط احسان هوشمند انجام شده و نکته جالب این است که بیشتر به زبان فارسی صورت گرفته است

اولین گفتگو با جعفر ابراهیم از مسئو لان بلند پایه حزب دمکرات کردستان عراق است که به نقش ایران به عنوان میانجی در بین گروه های عراقی اشاره می کند اما یکی از مهمترین بخش های این ویژه نامه گفتگو با رهبر اپوزسیون « گوران» نو شیروان مصطفی است که که به انتقاد از دو حزب حاکم اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان عراق می پردازد و از ناکارآمدی پارلمان می گوید و برنامه های آینده حزب مطبوع اش را بیان میکند از دیگر منتقدین حکومت فاروق رفیق روشنفکر و استاد دانشگاه است که درمصاحبه حکومت اقلیم کردستان را حاکمیت فساد می خواند

یکی دیگر از کسانی که نامش در میان گفتگو شوندگان  قرار گرفته شاعر کرد فرهاد پیربال است پیربال برای کتاب خوان های ایران ناشناخته نیست اوسال ها درایران زندگی کرده است با ادبیات و فرهنگ این کشورآشناست و اکنون استاد دانشگاه در اربیل است در این گفتگو از پیوند فرهنگی و ادبیات فارسی و کردها می گوید و خود را ایرانی می داند :« آری بنده افتخار می کنم از این که در اربیل ایرانی و مسلمان هستم . این مسئله برای بنده بسیار اهمیت داردکه در عین ایرانی بودنم ، کرد بودنم را نیز درک کنند »

گفتگو هایی هم با رهبران احزاب سیاسی کردستان عراق مانند قادر عزیز رییس حزب زحمتکشان ، آسوکمال عضو حزب کمونیست ، سوران عمر عضو شورای میدان آزادی همچنین با مقام های حکومتی از جمله احمد توانا ، فرید اسه سرد ، چنار سعد عبدالله ، عزت عیسی ، نجدت آکری ، آزادجندیانی وشیرزاد نجار انجام شده است و به غنای این ویژه نامه افزوده است  


نوشته شده در تاريخ شنبه 24 دی1390 توسط انجمن کهن دژ

کهن دژ هرگز نخواهد مرد

وضعیت موجود - نگاه پیش رو

در طول ماه های گذشته و زمانی که اعضا انجمن ایران شناسی کهن دژ با گذشت سیزده سال از فعالیت های مدنی و فرهنگی خود در تدارک برنامه ریزی های بیشتر به منظور گسترش فعالیت های خویش بودند در کمال ناباوری شاهد ایجاد موانعی در راه تداوم این برنامه ها گردیدند که سرانجام منجر به تعلیق اجباری کنش های اجرایی این مجموعه گردید و در پی صدور بیانیه پیشین انجمن و تشریح وضعیت و موانع موجود در راه ادامه فعالیت های اجرایی انجمن ایران شناسی کهن دژ , بسیاری از فعالان مدنی و تشکل های غیردولتی بصورتی انفرادی و گاه دسته جمعی همچون - بیانیه 11 تشکل مدنی با سابقه در حوزه میراث فرهنگی کشور -  با صدور پیامها و بیانیه ها و انتشار اخبار و گزارشات گوناگون به حمایت از گسترش فضای آزاد کنش های مدنی پرداخته و خواستار ایجاد شرایط لازم به منظور تداوم فعالیت های انجمن کهن دژ گردیدند در این میان بسیاری از رسانه ها نیز با وجود , گاه تفاوت نگاه و شیوه حرکت با این انجمن و یا هر یک از حمایت کنندگان , به باز انتشار این بیانیه ها و نظرات پرداخته و خبرها و تحلیل های گوناگونی را در جهت حمایت از فعالیت های مدنی و فرهنگی این مجموعه که به ویژه در جهت دفاع از میراث فرهنگی و محیط زیست ایران است ارائه دادند  

که وظیفه خود می دانیم به نمایندگی از یاران کهن دژ از تلاش های تمامی فعالان مدنی و رسانه ای که یک بار دیگر نشان دادند , جامعه مدنی ایرانی همچنان با وجود تمامی اختلاف نظرها و دیدگاه های متفاوت و وجود موانع و چالشهای بسیار به حیات خود ادامه داده و پس از گذر از تندباد های بسیار دریافته است که حرکت مدنی تنها در سایه حضور تمامی نیرو ها و تفکرات می تواند به حیات و نو سازی هر چه بیشتر خود ادامه دهد و امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند بودن در کنار هم است

اما در پاسخ به تمامی این پیام ها و با در نظر گرفتن تمامی مشکلات پیش رو و موانع موجود یاران کهن دژ همچنان با یکدیگر در ادامه راه و رسالت خویش که همانا شناخت و معرفی هر چه بیشتر فرهنگ , تمدن و زیست بوم ایران و دفاع از بقا و تداوم این میراث های بی نظیر و تکرار نشدنی است هم پیمانند و اعلام می دارند که حیات کهن دژ برای ما نه دوام یک سازمان  که بقا یک آرمان بوده و هست و خواهد بود و تحت هر شرایطی و به هر شکل ممکن نخواهیم گذاشت شعله تلاش ها در آخرین سازمان مدنی شناخته شده مدافع میراث فرهنگی در غرب و شمال غرب کشور خاموش گردد

فرزندان کهن دژ پیمان بسته اند که در هیچ شرایطی وظیفه خویش را در پاسبانی از میراث فرهنگی و محیط زیست ایران به فراموشی نسپارند و همچنان نیز با قلبی مملو از عشق به این کهن خاک بر عهد خویش پایبندند و همچون سخن پیشین خود اعلام میدارند که زین پس نیز در هر مکان و با هر امکانی که در اختیار  داشته باشند , به صورت فردی و یا گروهی , از شناخت , پژوهش  , معرفی و حفاظت از نمادهای درخشان حیات در این سرزمین فروگذار نخواهند کرد چرا که باور دارند توسعه , زمانی سود مند است که با حفظ ذخایر زیستی و بشری بوده و توسعه ای پایدار باشد

انجمن ایران شناسی کهن دژ به عنوان یک سازمان غیر دولتی مدنی و با پشت سر گذاشتن سیزده سال فعالیت , هر چند که امروز قادر به انجام کنش های اجرایی و برنامه های میدانی خویش نیست اما همچنان کمیته های پژوهشی و آموزشی خود را با عزمی بیشتر دنبال خواهند نمود و رسالت آگاهی بخشی خود را نیز با یاری گرفتن از اندک توان رسانه ای موجود همچون گذشته پی می گیرد

و به آنانی که پویش های مدنی این مجموعه را بر نمی تافتند  می گوید که منشور کهن دژ آرمانی است که در قلب تک تک اعضا آن جای گرفته است و تمامی این یاران با صدایی رسا می گویند کهن دژ هرگز نخواهد مرد

هیات راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژ

دی ماه 1390 خورشیدی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 4 دی1390 توسط انجمن کهن دژ

یلدا نقطه تقابل و تعامل مهرکيشی و دین زرتشت

 حسين زندي

 از چهار هزار سال پیش جشن شب یلدا با نام ها و عنوان های گوناگون در حوزه فرهنگی ایران برگزار می شود اما مناسبت ها مناسک و آیین ها در ادوارتاریخی ، مناطق جغرافیایی و نوع حاکمیت و باور مردمان متفاوت بوده است

ازهمین روی جشن ها را باید براساس دوره تاریخی و ظرف زماني مشخص  بررسي کرد درغیراین صورت نتیجه قابل قبولی جز سردرگمی به دست نخواهد آمد

با ظهور زرتشت و فراگیری دین او که آیین مهرپرستی و دیگر آیین های بومی درایران را به حاشیه می راند , جشن ها نیز دچار تحول می شود اگرچه همه نشانه ها و مظاهر آیین های کهن از میان نمی رود و حتی بر دین جدید(زرتشت) تاثیر شگرفی می گذارد اما دگرگونی ها را نمی توان نادیده گرفت

یلدا نمونه به جای مانده از این مراسم است و آن را به نوعی نقطه تلاقی و برخورد فرهنگ مهرپرستی و زرتشتی می توان شمرد این نکته که زرتشت پس از ظهور , دیوان یا خدایان اساطیری ایرانیان را که از نظر او مظهر بدی بودند مردود شمرد و به کنار زد و یادآوری این باور که در دوره ای از تاریخ این سرزمین بلندترین شب سال (یلدا) که زمان تولد مهر به
شمار می آمد را نشانه سیاهی تاریکی و تباهی می دانسته اند و مهم تر اینکه ارتباط واژه های دیو و دی و هم ریشگی این دو واژه که یکی سمبل پلیدی و دیگری نشانه خرمی است می تواند نشانه این ارتباط باشد

دیو یا دئو (daeva) واژه اوستایی است به معنی خدا که همچنان در هند به همین معنا به کار می رود پس از غالب شدن فرهنگ زرتشتی در ایران به ویژه در دوره ساسانیان این واژه بار معنایی منفی پیدا کرد و به معنی خدای ظلم و پلیدی به کار گرفته شد این واژه با اندکی تفاوت تلفظ در فرانسه  (dieu) و گاه در انگلیسی به کار می رود و نکته دیگر رابطه کلمه هاي دی و دیگان است دی اولین ماه فصل زمستان است در گاه شماری قديم سه روز از ماه با این نام
آمده است دی به آذر، دی به مهر، دی به دین که دیبگان و یا دیگان اول ، دوم و سوم گفته می شود و این سه روز متعلق به خدایگان و پادشاهان است و به نظر می رسد جشن ها و آیین های مذهبی در این سه روز برگزار مي شده است

گردیزی در زین الخبار می نویسد « این ماه دی به نزدیک  مغان ماه خدای است و اول او را هم نام او خوانند و این روز را سخت مبارک دارند »

روز اول دی در گاه شماری کهن به نام هرمزد یا اهورامزدا است که آن را با عنوان خرم روز جشن می گرفتند ابوریحان دراثارالباقيه می نویسد:«دی ماه و آن را خورماه نیز می گویند نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هردو به نام خدایتعالی که هرمزد است نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رايي آفریدگار در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می آمد و جامه سپید می پوشید و در پایان بر فرش های سپید می نشست و دربان ها و یساولان و قراولان را که هیبت ملک بدان هاست به کنار می راند و در امور دنیا فارغ البال نظر می نمود و هرکس نیازمند می شد که با پادشاه سخن بگوید خواه که گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع , بدون هیچ حاجب دربانی نیز به دربار شاه می رفت و بدون هیچ   مانعي با او گفتگو می کرد و دراین روز پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می کرد و در یک سفره با ایشان غذا می خورد...)

به همین دلیل برخی ریشه این جشن را مذهبی و دینی دانسته اند و آغاز دی ماه را ابتدای سال مذهبی مهرپرستان ذکر کرده اند

همزمانی آغازسال  مسيحي  با این جشن نمی تواند بی ارتباط باشد چرا که مهرپرستی و میترایسم بیشترین تاثیر را برمسیحیت داشته و پژوهشگران در ارتباط با یلدا و تولد عیسی و مهر بسیار سخن گفته اند و به درستی نکات تاریکی آشکار نموده اند اما تاثیر و ارتباط آیین زرتشت از مهرپرستی مورد غفلت واقع شده و یا کمتر بدان پرداخته شده است از آنجا که مسیحیت آیین
فراگیر و رسمی است و ابزارها و امکانات حکومتی قرن ها در اختیار کلیسا بوده توانسته است این آیین را نوسازی کند و به عنوان تولد مسیح معرفی کند یلدا به مرور جنبه دینی را از دست داده و به صورت جشن مردمی و دهقانی درآمده است و درواقع این دهقانان و برزیگران بودند که یلدا را زنده نگه داشته اند

نکته دیگر جشن یلدا با دیگان و خورروز متفاوت است و مناسک و آیین هایی گوناگون از هم دارند برای پی بردن به ریشه جشن یلدا باید توجه داشت که در هیچ یک از آثار زرتشتی از این جشن یاد نشده است و مناسک برجای مانده مانند تقسیم خوراکی ها و... اغلب از آیین مهر گرفته شده است.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 آذر1390 توسط انجمن کهن دژ

یلدای ایرانی

نمادی از پیروزی نور بر تاریکی

یک بار دیگر فرا رسید

 

این جشن که یادآدور مهر است و آیینی کهن و نمادی از چیرگی نور و روشنایی بر ظلمت و تاریکی از دیرباز اهمیت وِیژه ای نزد ایرانیان داشته است

در این جشن احترام به بزرگان همواره مورد توجه قرار می گیرد و سفره های ایرانی با نمادهایی سرخ که سمبلی از عشق و دوستی و مهر ایرانی هستند رنگین می شوند و آجیل این جشن با دانه هایی متنوع نمادی از زیبایی و ارزشمندی تنوع و گوناگونی در کنار یکدیگر است

ایرانیان در گذر از هزاره ها همچنان این روز را که یادآور آیین مهر این دیرپاترین اندیشه معنوی در جهان است پاس داشته اند و بجاست که نسل امروز و فردای این سرزمین نیز در حفظ , تداوم و بالندگی هر چه بیشتر جشنها و شادیهای ایرانی بکوشند چرا که به باور پیشنیان ما خداوند مردمان را آفرید و شادی را برای آنان آفرید و این خود نشانی است از تمدنی که همواره شادی مهمترین بخش و بارزترین نشانه آن بوده است و می باید در هر شرایطی , هر چند که موانعی در راهش باشد تداوم یابد

به این امید که تمامی مردمان ایران زمین در این شب شاد باشند و تاریکی های قلب و زندگی خود را به روشنایی فردای سپرده و ایرانی سراسر شادی و سرفرازی را با یکدیگر بسازند

یلدایتان شاد و ایرانمان آباد

با احترام

بابک مغازه ای


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آذر1390 توسط انجمن کهن دژ

تعطیلی غیر منتظره

همایش یک دهه باستان شناسی در همدان

همایش " یک دهه باستان شناسی همدان " که قرار بود امروز هفتم آذر ماه 1390 به کوشش انجمن باستان شناسان جوان همدان با همکاری نشریه کند و کاو و انجمن دانشجویی باستان شناسی دانشگاه آزاد همدان با حضور و سخنرانی گروهی از اساتید نام آشنای باستان شناسی در زمینه منطقه تاریخی  همدان همچون دکتر محمدی فر، مهرداد ملکزاده ، دکتر تاج بخش، علی هژبری، بهزاد بلمکی، دکتر کامیار عبدی و مهدی رهبر  برگزار و نخستین تندیس نگهبان  نیز اهدا گردد و می توانست گامی ارزنده در نگاهی علمی وگسترده تر به حوزه باستان شناسی این منطقه باشد با کمال تاسف بنا به دستوری که دیروز به اطلاع برگزار کنندگان آن رسید در کمال تعجب لغو گردیده و علاقه مندان به باستان شناسی و میراث فرهنگی این منطقه را بازهم از بهرمندی علمی در باب این موضوعات محروم ساخت.

بابک مغازه ای


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 آذر1390 توسط انجمن کهن دژ

گفتگوی حسین زندی دبیر پژوهشی انجمن ایران شناسی کهن دژ با ایلنا (خبرگزاری کار ایران) درباره ی نخستین کتابخانه کوهستانی ایران در تاریخ 28 آبان 1390

http://www.ilna.ir/newstext.aspx?ID=221126

نخستین کتابخانه کوهستانی ایران در قله یخچال همدان افتتاح شد 


ایلنا-همدان: نخستین کتابخانه کوهستانی در قله یخچال همدان با حضوررئیس هیئت کوهنوردی استان وبا هدف بالا بردن سطح فرهنگ مطالعه افتتاح شد.


به گزارش ایلنا؛ حسین زندی مسئول گردآوری کتاب‌های این کتابخانه اظهار داشت: این کتابخانه به صورت خودجوش و به همت شرکت کنندگان برنامهٔ سالانه صعود، قلم انجمن ایران‌شناسی کهن دژ و هیات کوهنوردی استان همدان راه اندازی شده است.


زندی با اشاره به اینکه چند جلد کتاب در این کتابخانه جمع آوری شده خاطر نشان کرد: تعدادی از کتاب‌ها باهدف آشتی دادن و آشنا کردن کودکان با مطالعه و کتاب توسط اهداکنندگان و به نام کودکان آن‌ها اهداشده است.


وی گفت: در راه اندازی این کتابخانه حمایت و اعتبار دولتی وجود نداشته، اما در آینده نزدیک شاهد اهدای کتاب از سوی کتابخانه ملی و ارشاد اسلامی استان همدان خواهیم بود.


زندی در خصوص محتوی وموضوع کتابهای موجود در این کتابخانه گفت: هدف ماتهیه کتاب‌هایی در خصوص تاریخچه ومحیط زیست استان همدان بوده اما متاسفانه از آنجا که به مسئله محیط زیست پرداخته نمی‌شود تهیه کتاب‌هایی با این موضوع در تعدادبالا کاری بس دشوار است.


وی در پایان گفت: کتابخانه کوهستانی به صورت دایم بوده و استفاده از آن برای عموم آزاد است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 آذر1390 توسط انجمن کهن دژ

کوهنوردان همدانی با کوله بارهایی مملو از کتاب 

نخستین کتابخانه کوهستانی ایران را

پایه گذاری کردند

بابک مغازه ای

 

در روز آدینه 27 آبان ماه پس از چندین ماه تلاش نخستین کتابخانه کوهستانی ایران با موضوعاتی همچون محیط زیست , میراث فرهنگی , کوه و کوه نوردی , ادبیات و...در ارتفاع 3250 متری کوه یخچال همدان با نام کتابخانه کوهستان راه اندازی شد و مورد استفاده علاقه مندان کتاب و کتابخانی  قرار گرفت

اعضا گروه های کوهنوردی استان همدان , هیات کوهنوردی شهرستان همدان , نمایندگان برنامه صعود قلم و کمیته کوهنوردی انجمن ایران شناسی کهن دژ روز گذشته کتاب های اهدایی به این کتابخانه را به پناهگاه قله یخچال انتقال دادند

ایده اولیه ایجاد این مرکز توسط  حسین زندی دبیر کمیته کوهنوردی انجمن ایران شناسی کهن دژ در جریان آخرین برنامه صعود سراسری قلم در ارتفاعات همدان در تاریخ 10 تیر ماه 1390مطرح گردید و مورد استقبال بسیاری از شرکت کنندگان قرار گرفت و در مراحل بعدی نیز با حمایت بسیاری از علاقه مندان از جمله جمعی کثیری از کوهنوردان ادامه پیدا کرد و با تکیه بر حمایتهای مردمی بیش از صدها جلد کتاب برای این منظور توسط بخشهای مختلف اهدا گردید که جالبترین اتفاق در این میان این بود که بسیاری از افراد این کتاب ها را به نام کودکان خود اهدا کردند

در این میان به گفته حسین زندی یکی از مشکلات موجود در راه گسترش این مراکز کمبود کتابهای ارزشمند به ویژه در زمینه مرتبط با محیط زیست و میراث فرهنگی است

لازم به ذکر است که تاسیس کتابخانه کوهستانی  در ارتفاع 3250 متری اولین نمونه در کشور و مورد کم نظیری در سطح جهانی است و انجمن ایران شناسی کهن دژ برنامه دارد تا به منظور گسترش هر چه بیشتر فرهنگ کتابخانی در کشور تاسیس چنین کتابخانه هایی را زمینه ها و بخشهای مختلف پی گیری نمایند و علاقه مندان به همکاری در این زمینه میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر به تارنماهای زیر مراجعه فرمایند.

www.kohandezhngo.blogfa.com

www.zandi90.blogsky.com












نوشته شده در تاريخ شنبه 28 آبان1390 توسط انجمن کهن دژ

مصاحبه بابک مغازه ای با باشگاه خبرنگاران درباره گردشگری در تاریخ 9 مهر 1390

http://art.yjc.ir/NewsDesc.aspx?newsid=519476

همزمان با هفته گردشگري؛

بابك مغازه اي:با اصلاح زيرساخت هاي گردشگري جذب گردشگر افزايش مي يابد


رشد انواع گردشگري و بالا رفتن كيفيت تمام سطوح سفر ، شاهد رشد اقتصادي و فرهنگي و جذب گردشگر بيش از گذشته خواهيم بود.


بابك مغازه اي رئيس انجمن كهن دژ همدان در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران عنوان كرد: به مناسبت روز جهاني گردشگري در سراسر دنيا ، كشورهاي مختلف برنامه هاي خود را درجهت معرفي ، و جذب گردشگر نمايش زيرساخت هاي خوب به ساير كشورها فراهم مي كنند.
وي ادامه داد: وضعيت گردشگري ايران هنوز آماتور است كه بايد مراحل مختلف را سپري كرده تا حرفه اي شود اين مراحل شامل آماده سازي زمينه ها و موضوعات مختلف گردشگري است كه شايد انواع گردشگري فرهنگي تاريخي ،‌طبيعي ، گردشگري آب و رودخانه ، گردشگري پزشكي ، روستايي و كشاورزي وانواع گردشگري خاطره گرا است.
مغازه اي عنوان كرد: صنعت گردشگري حرفه اي درابتدا نيازمند ايجاد و گسترش زيرساخت هاي لازم اعم از امنيت راه، جاده ، امكانات اقامتي ، حمل ونقل ، گسترش امكانات زير بنايي آب ،‌برق ،‌اينترنت و افزايش كيفيت ،‌گسترش اطلاع رساني و دفاتر خدمات مسافرتي راهنماي محل و افزايش فعالان گردشگري است.
وي افزود: با امكانات كم شهرستان ها برخي از مناطق كه توان بالقوه گردشگري دارند فاقد مراكز اقامتي استاندارد هستند با ارتقاي تمام جوانبي كه ياد شد گردشگري بين المللي چون حرفه اي با برنامه ريزي مقصد خود را انتخاب مي كند.

* براي سفر به ايران ترغيب مي شود

مغازه اي تصريح كرد: تبليغات جايگاه والايي در توسعه صنعت گردشگري دارد با معرفي از طريق نشريات ، صدا و سيما ، سطح تقاضاي مردم بالا مي رود و هم زمان عرضه هم خود را به آن حد بالا مي رساند.
وي ادامه داد: متاسفانه وسايل ارتباط و جمعي ما از قبيل مطبوعات و رسانه ملي سهم كمي در تبليغات گردشگري دارند اين نكته قابل توجه است كه با تقويت صنعت گردشگري بعد اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي ، و بين الملل كشور ارتقا مي يابد.
وي بيان كرد: گاهي يك گردشگر مسافت زيادي سپري مي كند تا در روستا به شيوه ساكنان اصلي آن زندگي كند كه آن را گردشگر روستا و كشاورزي مي ناميم يعني او با شرايط مختلف روستا ،‌كشاورزي ،‌و زندگي مي كند و گاه با رانندگي در يك جاده زيبا هزينه زيادي مي پردازد با تقويت و حمايت از انواع گردشگري مي توان صنعت گردشگري ايران را به جايگاه اصلي و ويژه آن رساند.
مغازه اي ادامه داد: ما نيازمند يك برنامه مدون در صنعت گردشگري هستيم برنامه اي كه مسائل كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت را در نظر بگيرد صنعت گردشگري ايران نيازمند كارشناساسي از بخش هاي خصوصي ، تجاري ، جوامع علمي ، اساتيد دانشگاه و انجمن هاي در قالب كميته مشترك است تا برنامه ريزي كنند.
وي ابراز كرد: ايران گردشگري بالقوه دارد ما بايد پيشرفت را در نظر بگيريم وبا حضور كارشناسان به اجراي برنامه هاي آموزشي و تبليغات در سطح بومي و فعالان مستقيم صنعت گردشگري بپردازيم.
وي اظهار داشت: قبل از شروع هر برنامه اي از جهات مختلف آن را بررسي مي كنيم تا در آن موفق باشيم در غير اين صورت برنامه ريزي ،‌تصميم گيري و فرآيند علمي صورت نگرفته ،‌باعث مي شود يا به نتيجه نرسيم و يا آنكه نتيجه مطلوبي را شاهد نباشيم.
مغازه اي عنوان كرد: گردشگري موفق در گروه برنامه كامل فراهم شدن ساختارها و امكانات لازم در تمام زمينه ها است بالا رفتن امنيت هوايي و جاده اي گردشگرا مطمئن مي كند تا سفر بي خطر داشته باشد پس وظيفه مسئولان مربوطه فراهم كردن امنيت سفر براي گردشگران است.
وي اظهار كرد: زماني كه گردشگر به ما اعتماد كرد بايد با بالا بردن اطلاعات گردشگر برنامه ريزان تورها و راهنمايان حرفه اي و محلي و در كل ارتقاي فرآيند اطلاع رساني شاهد جذب گردشگر بيشتري باشيم.
وي خاطر نشان كرد: با بالا رفتن كيفيت تمام سطوح سفر در داخل كشور و گسترش ابعاد مختلف گردشگري شاهد رشد اقتصادي و استقبال بيش از بيش از گردشگري ايران خواهيم بود.


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر1390 توسط انجمن کهن دژ
یادداشت حسین زندی در روزنامه شرق در تاریخ دوشنبه 4 مهر 1390

http://www.sharghnewspaper.ir/Page/Paper/90/07/04/13


انسان اصلي‌ترين عامل تخريب جنگل‌ها

حسين زندي

دير سالي است خشكي زمين را به عوامل انساني نسبت مي‌دهيم، خود را تبرئه مي‌كنيم، از زير بار مسووليت شانه خالي مي‌كنيم و خشكسالي و گرم شدن هوا را عامل آتش‌سوزي جنگل‌ها و نابودي منابع طبيعي مي‌پنداريم. كمتر از خود مي‌پرسيم علت گرمايش زمين چيست؟ و چه دليلي باعث خشكسالي شده است؟ ساختن نيروگاه‌هاي آبي در مناطق خشك و نيمه‌خشك، سدسازي‌هاي بي‌رويه، حفر چاه‌هاي عميق، پساب‌ها و پسماندهاي صنعتي كه در تالاب‌ها و درياچه‌ها مي‌ريزد، برداشت بيش از حد از آب رودخانه‌ها، قطع درختان و ده‌ها عامل انساني ديگر را ناديده مي‌گيريم و در نهايت نيز متوسل به قضا و قدر مي‌شويم تا حال و روز زمين روز به‌روز بدتر شود.
- آتش‌سوزي جنگل‌ها در كنار قطع درختان براي ساخت‌و‌ساز ويلا، گسترش شهرسازي و جاده‌سازي و مراكز صنعتي مواردي هستند كه در چند سال گذشته سير صعودي داشته و هر روز خبر اين حادثه‌ ناگوار در طبيعت ايران، به ويژه غرب كشور تكرار مي‌شود و كم‌كم مانند خبري عادي از كنارش مي‌گذريم. برخي از دوستان اين اتفاق را به حاكميت نسبت مي‌دهند و معتقدند براي به دام انداختن فلان گروه معاند در جنگل‌ها آتش مي‌افروزند! اين تفكر سبب مي‌شود مساله به گونه‌ امري سياسي جلوه كند، كه نه تنها به حل مشكل كمك نمي‌كند كه مشكل را دو چندان خواهد كرد. براساس مشاهدات چند ماهه در جنگل‌هاي استان كرمانشاه به جرات مي‌توانم بگويم علت اصلي آتش‌سوزي‌ها و قطع درختان عامل انساني و به ويژه مردم بومي اين مناطق هستند؛ مردمي كه از نتيجه‌ بلايي كه بر سر زمين مي‌آورند، آگاه نيستند و منافع زودگذر شخصي را بر منافع ملي ترجيح مي‌دهند.
- با رشد بيش از حد جمعيت كشور در سه دهه‌ اخير و تحولات اجتماعي و تغيير مناسبات اجتماعي مردم دچار زياده‌خواهي شده‌اند و در نتيجه نيازهاي جديد پديدار شده كه منجر به مصرف‌گرايي و بي‌اخلاقي در جامعه شده است.
- گسترش مناطق مسكوني و تقسيم اراضي شهري بين جمعيت فرزندان بيشتر از عواملي است كه هرچه تعداد فرزندان يك زمين‌دار يا كشاورز بيشتر شود، در تقسيم زمين‌هايش مقدار كمتري به هر يك از فرزندان او مي‌رسد، در نتيجه فرد سعي در گسترش اراضي مي‌كند و چه بهتر كه اراضي ملي را تصرف كند. از آنجا كه در حاشيه‌ رشته‌‌كوه زاگرس زمين هموار كمتري وجود دارد، كشاورزان به كوه‌هاي اطراف روي آورده‌اند. براي تصرف كوه‌ها ابتدا بايد پوشش گياهي و جنگل‌هاي زيبا را از بين برد. راحت‌ترين كار آتش‌زدن جنگل‌هاست. در اطراف شهر جوانرود و بلندي‌هاي ثلاث باباجاني، پاوه و قلخاني آثار زخم تراكتورها و ماشين‌هاي كشاورزي تا نوك قله مشاهده مي‌شود. جنگل‌ها كه باعث ذخيره‌ آب‌هاي زيرزميني و عامل باز دارنده‌ خشكسالي بودند و از آنها به عنوان شش‌هاي تنفسي زاگرس ياد مي‌شد، تبديل به كشتزارهاي گندم ديم شده است. البته به آن هم بسنده نمي‌شود و در پايان فصل برداشت بقاياي پوشال‌ها و كلش‌ها را آتش مي‌زنند تا براي كشت سال آينده آماده شود. غافل از اينكه اين كار سبب سوختن خاك مي‌شود و ماندن پوشال‌ها در دل خاك باعث تنفس زمين و محصول بهتر مي‌شود. شيب زياد و فرسايش خاك اين زمين‌ها مقاومت كافي براي كشاورزي را ندارند و تنها درخت مي‌تواند در اين شيب تند رشد كند.
- مورد بعدي قطع درختان براي تامين سوخت است كه در سايه‌ هدفمندي يارانه‌ها و حذف سوبسيد سوخت، روستاييان درختان را به عنوان ذخيره‌اي براي سوخت مورد نياز زمستان از بين مي‌برند.
- حفر كانال براي ايجاد مسير لوله‌هاي فشار قوي گاز و آب به وسيله‌ نيروها و پيمانكاران غيرمتخصص و عدم مديريت و نظارت صحيح دولتي از موارد ديگري است كه در تخريب كوهستان و قطع درختان نقش دارد.
- ايجاد انواع معدن سنگ و شن و ماسه زيبايي كوهستان را دچار نقص كرده و هر روز بر تعداد مجوزهاي اين معادن افزوده مي‌شود تا بر حجم زباله‌هاي ساختماني افزوده شود.
- چراي بي‌رويه به دليل مدرن نشدن دامداري كشور و اينكه گفته مي‌شود چوپان‌ها و عشاير يكي از عوامل آتش‌سوزي جنگل‌هاي زاگرس است، اختلافات طايفه‌اي و قومي در حاشيه‌ زاگرس، بيماراني كه از ديدن آتش‌سوزي لذت مي‌برند! شكارچيان و گردشگراني كه بدون برخورداري از آداب سفر و بدون اينكه آموزشي براي گردشگري ديده باشند، تشويق به مسافرت كردن مي‌شوند و جز زباله و آتش‌سوزي پارك‌ها و جنگل‌ها ره‌آوردي براي زمين ندارند، تغيير كاربري جنگل‌ها به مناطق صنعتي و مسكوني و ده‌ها مورد ديگر جملگي نشان از نابودي طبيعت به دست انسان دارد و همه‌ اين موارد در گرمايش زمين و تغييرات اكولوژيكي تاثير گذاشته‌اند.
اما چه اتفاقي رخ داده؟ مردمي كه نزدشان درخت و آب، هر دو از عناصر مقدس و قابل احترام بوده و هنوز چشمه‌ها و درختان مقدسي در اين سامان وجود دارد كه مردم نذورات‌شان را به پاي آن مي‌ريزند، حالا چنين تيشه به ريشه‌ خويش و طبيعت خويش مي‌زنند! و نسبت به محيط زيست بي‌تفاوت شده‌اند. مردمي كه زمين را چنان گرامي مي‌داشتند كه يك روز از سال را به نام «روز زن و زمين و زايش» جشن مي‌گرفتند، امروز زخم بر پيكر مادر خود مي‌زنند.
- هزار مورد آتش‌سوزي در سال 1389 و سوختن 34‌هكتار جنگل تنها در مناطق كردستان يا 74 مورد آتش‌سوزي در پنج ماهه‌ نخست سال 1390 در لرستان و در نتيجه‌ از بين رفتن 40‌هكتار جنگل در هر روز آمار بسيار وحشتناكي است و نمي‌توان به راحتي از كنار آن گذشت، هرچند اين تنها آمار رسمي است و آتش‌سوزي‌هاي كوچك بسياري رخ مي‌دهد كه گزارش نمي‌شود. از آنجا كه بزرگ‌ترين بحران امروز و آينده‌ ما بحران آب و محيط زيست است، سكوت جايز نيست. اين مشكل يك مساله فرهنگي است تا سياسي و براي حل اين معضل سه گروه بايد بسيج شوند:
1- نهادهاي متولي كه با كم‌كاري و رعايت نكردن قوانين موجود زيست‌محيطي تاكنون نقش مثبتي ايفا نكرده‌اند، مي‌توانند با برنامه‌ريزي و مديريت صحيح منابع آبي، استفاده از رسانه‌هاي جمعي، تامين تجهيزات و فناوري پيشرفته و امكانات مهار آتش در خور مناطق كوهستاني هر چه سريع‌تر اقدام كنند.
2- انجمن‌ها و نهادهاي غيردولتي كه پل ارتباطي و عامل آشتي مردم و دولت هستند، مي‌توانند نقش آموزش نيروهاي محلي را به عهده بگيرند. سال‌هاست كه از هر فرصتي براي بيان اين پيشنهاد بهره گرفته‌ام كه فرهنگ‌سازي و آموزش براي حفظ زيست بوم و ميراث فرهنگي بايد از كودكي آغاز شود و به عنوان وظيفه‌ اصلي آموزشي مورد توجه قرار گيرد و در تمام مقاطع تحصيلي بايد واحد درسي مربوط به حفظ محيط زيست و ميراث فرهنگي اختصاص يابد. امروز نيز از آنجا كه آموزش و پرورش، نقش و رسالت آموزشي را از دست داده و مسووليت نهادهاي ديگر را به دوش مي‌كشد و حفظ محيط‌زيست هيچ جايي در پس ذهن مديران ارشد و برنامه‌ريزان درسي ندارد اين وظيفه بر عهده‌ انجمن‌ها و نهادهاي غيردولتي است كه با آموزش و اطلاع‌رساني به كمك رسانه‌هاي مستقل و بر شمردن عواقب چنين تخريب‌هايي، مردم را آگاه سازند. در اين مورد مي‌توان با گره زدن منافع درازمدت مردم با حفظ محيط زيست تخريب‌ها را متوقف كرد.
3- در نهايت مردم كه بازيگران اصلي اين حوزه‌ هستند، بايد حس مسووليت پذيري را در آنها برانگيخت و در تصميم‌گيري‌هاي محلي از مشاركت آنان بهره جست. تجربه نشان داده است هرگاه از جوامع محلي براي حل مشكلات خودشان استفاده شده، موفقيت خوبي حاصل شده است.
بايد توجه داشت كه اعلام كاهش آمار آتش‌سوزي در سال‌جاري از جانب مقامات مربوطه مشكلي را حل نخواهد كرد. از بين رفتن حتي يك متر جنگل فاجعه‌اي بزرگ است و بايد از آن جلوگيري كرد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 مهر1390 توسط انجمن کهن دژ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : انجمن ایران شناسی کهن دژ